![]() |
![]() |
|
|
۰۹۳۶۰۳۷۷۶۰۳احسان |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط پسرک |
|
|
۰۹۳۶۰۳۷۷۶۰۳ احسان |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط پسرک |
|
|
بچه ها به زودی من دوباره برمیگردم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط پسرک |
|
|
سلام بچه ها من این وبلاگ رو انتقال دادم به یکی دیگه وبلاگ اینم آدرسش
www.empratoorshadi.blogfa.com |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط پسرک |
|
|
چشمانش پر بود از نگرانی و ترس
میریم مامانامونو پیداشون می کنیم , خب ؟
امیدم , عشقم , زندگی ام
چشمامو ...
گریه می خواست
کرده هامان را برای لحظه ای از ذهنمان زدود
با هم گم کردم , ولی گریه نمی کنم که ...
صورتش بخراشد , دستم را کشیدم کنار
آسودنش
دود , می فرستادم به آسمان
می انداختند و به هم تنه می زدند
را
و شلوغ
فرشته کوچولوی خوشگل
که .. ام .. ام ... آدامس و شوکولات میفروشه
هی عمیقش کند
آقاهه آدامس و شوکولات فروش
ها , همه آدم بزرگ ها را مسخره کنیم و قهقهه بزنیم
و می رفتیم به یک مقصد نامعلوم
بازی می کنیم ...
داشتنی
می شود و غم هایش فراموش
خندیدم و سارا هم , بلند , و مثل من بی دلیل , می خندید
سفت در آغوش هم , هر دو گریان و شاد , هردو انگار همه دنیا در آغوششان است من
مامانشو گم کرده ها ... مگه نه ؟
دستمو ول کرد , همش تقصیر خودمه , آقا من مدیون شمام
دخترتونو بدونین , یه فرشته اس
سارا , تشکر کردی ازعمو ؟
نمی شوند
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط پسرک |
|
|
فکرشو کن که یه شب یه اتاق گرم و روشن باشه .من باشم وتو باشی کف اتاق سنگ سفید باشه تو منو بغل
کنی که نترسم طوری منو بغل کردی که تکیه دادی به دیوار پاهاتو داز کردی ومنم
نشستم رو بروت بهت تکیه دادم دستاتو حلقه کردی دورم من بهت میگم واسم قصه
میگی تومیگی آره وآروم آروم شروع می کنی به گفتن قصه های طولانی وبلند نمی
دونی که می خوام رگ هامو بزنم تو چشماتو بستی وقصه میگی ومن یواشکی تیغ رو
از جیبم بیرون میارم نمی بینی که سریع میبرم و خون فواره میکنه نمیبینی که دستم می سوزه ولبهامو گاز گرفتم تا آخ نکنم و توچشماتو باز کنی من
دست چپمو نگاه میکنم که داره ازش خون میره می بینی که ضربان قلبم نا منظمه و تو
دلت میگه آخی نفسم گرفت می بینی که نفس نمیکشم چشماتو باز میکنی می بینی
مردم من می ترسم خودمو بکشم از دیدن خون مردن ولی وقتی بغلم کردی دیگه
نترسیدم آروم آروم در کنار تو در آغوش تو گریه نکن من نیستم که ببوسمت تو خیلی
گریه می کنی دلم میشکنه آخه نازکه من مردم ولی باورت نمیشه ومنو تکون میدی که
من بیدار شم فکر میکنی که خوابم ولی نفس نمی کشم و باورت نمیشه من مردم ولی
برای تو زنده ام ومی خوام بهت بگم که(دوست دارم) پس هر وقت تونستی به من
سری بزن |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط پسرک |
|
|
نام : گمنام شهرت : آواره
شغل : عاشق نام پدر: پريشان
نام مادر: گريان نام خواهر : نگران
نام برادر: انتظار نام دوست : بی خيال
محله : از ديار فراموش شدگان درد : سکوت
غزل : آه دبيرستان : عاشقان
جرم : به دنيا آمدن محکوم : به زنده ماندن
پلاک : بيکران
نشانی :شهر صفا ، ميدان وفا ، بزرگراه محبٌت ، خيابان آشنايي ، چهارراه سرگردانی ، کوچه عشق ، پلاک بيکران ، منزل چشم انتظار
روی سنگ قبرم بنویس تنها ترین تنها منم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط پسرک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط پسرک |
|
|
دیرگاهی است در این تنهایی رنگ خاموشی در طرح لب است بانگی از دور مرا می خواند لیک پاهایم در قیر شب است رخنه ای نیست در این تاریکی در و دیوار بهم پیوسته سایه ای لغزد اگر روی زمین نقش وهمی است ز بندی رسته نفس ادمها سر بسر افسرده است روزگاری است در این گوشهء پژمرده هوا هر نشاطی مرده است دست جادویی شب در به روی من وغم می بندد میکنم هر چه تلاش او به من می خندد نقش هایی که کشیدم در روز شب ز راه آمد و با دود اندود طرحهای که فکندم در شب روز پیدا شد و با پنبه زدود |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط پسرک |
|
|
این رو فقط برای تو می نویسم
حالا به نظر شما اونیکه دوسش دارم دختره یا پسر .چرا؟ |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط پسرک |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط پسرک |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط پسرک |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط پسرک |
|
سلام س... ۲۹دی رو از الان جشن میگیرم
این منم فقط برای تو
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط پسرک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط پسرک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط پسرک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درد دل عاشق |
سلام بچه ها
این وبلاگ بهانه ایست برای سر کردن تنهایی ها دلنوشته های ما مرهمی برای قلب پاره ی شما امیدوارم که لحظاتی رو که با ما هستید تنهایی ها و شکستنها رو فراموش کنید نظرات شما می تونه به ما در بهتر کردن وبلاگ کمک کنه از این که به دیدن وبلاگ خودتون اومدین ممنونیم روزهای خوبی پیش رو داشته باشین مواظب خودتون هم باشین |
| پیوندهای روزانه |
|
رپ یزد آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
عکس مرگ من |
|
RSS
|